على بن حسين واعظ كاشفى
391
رشحات عين الحيات ( فارسي )
نشدهاند « 1 » و غسل نكرده آن حضرت پستان ايشان نگرفتهاند و چهل روز شير ايشان نمكيده . حضرت ايشان مىفرمودند كه من يكساله بودهام مىخواستهاند كه سر مرا تراشند ، سورى « 2 » ساخته بودهاند كه ناگاه خبر فوت امير تيمور درافتاده و مردم برهم زده شدهاند چنانچه آشها « 3 » كه مىپختهاند فرصت نشده است كه آن را بخورند ، ديكها خالى كردهاند و به كوه برآمده و در آن زمان آباء كرام حضرت ايشان در باغستان مىبودهاند ، حضرت ايشان را از زمان صبا و صغر سن باز ، آثار رشد و سيماى « 4 » سعادت و انوار قبول و عنايت حق سبحانه در جبين مبين روشن و پيدا و ظاهر و هويدا بوده است تا غايتى كه هركه را نظر بر جمال مبارك ايشان مىافتاده بىاختيار ايشان را ثنا مىگفته و دعا مىكرده « 5 » . ستاره خط ترا خوانده و ثنا گفته * فرشته روى ترا ديده و دعا كرده حضرت ايشان را از سه چهار سالگى « 6 » باز ، نسبت آگاهى بجناب حق سبحانه حاصل بوده است ، مىفرمودند « 7 » كه در طفوليت بمكتب آمد شد مىكردم ، دل من همه وقت به حق سبحانه حاضر و آگاه مىبود « 8 » و در آنوقت مرا عقيده چنان بود كه همه مردم عالم ، خرد و بزرگ برين وجهاند ، يكبار در آن اوقات ، فصل زمستانى « 9 » بود ، در صحرائى پاى من « 10 » به لائى فرورفت و كفش از پاى من جدا شد و در گل بماند و هوا بهغايت سرد بود تا برآوردن كفش از گل غفلتى عارض شد و از نسبت آگاهى
--> ( 1 ) - بر : نشدند ( 2 ) - در نسخه مج مقابل كلمه سور نوشتهاند ( سور بلغت فرس نقيض ماتم را گويند ، رحمه اللّه منه ) ( 3 ) - مج : چنانچه كه آشها كه ( 4 ) - بر : سيماى صلاح و سعادت ( 5 ) - مج : مىكرده شعر : چپ : مىكرده بيت ( 6 ) - مج ، از سه سالگى باز ( 7 ) - مى : مىفرمودهاند كه ، چپ : مىفرموده كه ( 8 ) - چپ : مىبوده در آن ( 9 ) - چپ : فصل زمستان ( 10 ) - مج : ( من ) ندارد .